علاقه ی شهید مهدی طالبیان به حضرت اباعبدالله الحسین
مهدی قبل از پیروزی انقلاب در پایگاه مسجد موسی ابن جعفر فعالیتهای انقلابی زیادی داشت و به همراه پدر و مادر در راهپیماییها و تظاهرات شرکت میکرد. وی در راهپیمایی شرکت نفت سعد آباد، در شکستن مجسمه طاغوت در میدان سعد آباد و هم چنین در تصرف صحن مطهر امام رضا در شب عاشورا شرکت داشت.
علیرضا طالبیان پدر شهید مهدی طالبیان دربارهی علاقه مهدی نسبت به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله حسین این چنین گفت: در تمام سال و روزهای وفات ائمه معصومین و در دهه آخر ماه صفر در منزل ما مجلس روضه و توسل از اذان صبح تا 9 صبح دایر بود و هست. به یاد دارم آن زمان مهدی که بچهی فعالی بود در این مجالس زیاد خدمت میکرد و گرداننده ی مجالس بود. از همه جهات پسر خوبی بود و میتوانستیم همه چیزرا به او بسپاریم، ما از او راضی بودیم.
شهید طالبیان هرچه درآمد داشت در همین مجالس به مصرف میرساند و همیشه اوقات با ذکر مصائب اهل بیت مانوس بود. از همان کودکی به همراه پدر در مراکز جلسات مذهبی انجمن تلاوت کلام الله مجید، انجمن نوحه سرایان محبان الحسین، انجمن مکتب جعفری، دعای ندبه فرش فروشها و دعای کمیل صحن مطهر شرکت میکرد و مداح اهل بیت علیهم السلام بود.
خودتان را مدیون شهدا نکنید
شهید طالبیان در امر کمک و جهاد به کشاورزان، جهت درو و جمع آوری محصول نیز مرتبا کمک میکرد .وی در راه اندازی نمایشگاه عکس و پوستر به مناسبت دهه فجر و سایر ایام الله نیز خیلی فعال بود و هرکجا بحث سیاسی و انتقادی میشد، طرفدار و پشتیبان انقلاب بود و همه را نصیحت میکرد و میگفت خودتان را مدیون خون شهدا نکنید.
با انگیزه ی اطاعت از امام به جبهه رفت
پدر شهید طالبیان به روزهایی اشاره کرد که مهدی با انگیزه ی اطاعت از امام و لبیک گفتن به فرمان امام (ره) عازم جبهه شد و در ادامه اظهار کرد: . مهدی علاقهی زیادی به تحصیل داشت و پس از اخذ دیپلم، در کنکور شرکت کرد و قبول شد، اما قبل از ورود دانشگاه به جبهه رفت، قصد داشتیم دامادش کنیم که نشد.
شهید طالبیان از بسیج دبیرستان و مسجد عازم آموزش نظامی در مزدوران مشهد شد و سپس در سن 21 سالگی عازم جبهه گردید. وی 4 مرتبه به جبهه رفت، مرتبه اول مرداد ماه سال 64، مرتبه دوم خرداد ماه سال 65، مرتبه سوم اسفند سال 65 و مرتبه چهارم در 25 آذر سال 66 .
وی هر وقت که از جبهه برمیگشت، اکثر شبهارا در بیمارستان در کنار مجروحین و مصدومین میگذراند و میگفت رزمندهها نباید مجروح شوند مجروحین خیلی زجر میکشند.
تا غذای همه را نمیداد غذا نمیخورد
پدر شهید طالبیان از آخرین باری گفت که مهدی میخواست به جبهه برود، آخرین بار من و مادرش عازم سوریه بودیم، به او گفتم: تو بمان چند بار به جبهه رفتهای و دینت را ادا کردهای، صبر کن، از خجالت به من چیزی نگفت، اما به مادرش گفته بود که میخواهد به جبهه برود. او معاون بسیج پایگاه موسی ابنجعفر نیز بود و به رئیس پایگاه بسیج گفته بود، اگر امضا نکنی که عازم بشوم، خودم امضا میکنم و میروم، ما عازم سوریه شدیم و او به جبهه رفت و شهادت او تقریبا با سفر ما همزمان بود.
به گفتهی هم رزمانش، شهید طالبیان فرمانده دسته بود برای بچهها خیلی فعالیت میکرد، مقسم غذا بود تا غذای همه را نمیداد خودش غذا نمیخورد. طبق گفته فرمانده و هم سنگرانش در جبهه ماووت در بلندیهای ماووت رخنه گاهی بود که از آن محافظت میکردند. هوا به شدت سرد بود و مهدی در حالی که پشت تیر بار قرار داشت، به وسیله گلوله تانک دشمن سر از پیکرش جدا شد و در 6 بهمن سال 1366به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
به گفته ی یکی از هم رزمانش، سه شب قبل از شهادت مهدی خواب میبیند که سرش در آسمان دست به دست میشود.
مزار این شهید والامقام در صحن آزادی حرم مطهر امام رضا واقع میباشد.
در پایان پیام پدر شهید طالبیان، در زمان شهادت مهدی طالبیان به امت شهید پرور این است:
«من که مزد نوکری خودم را از امام حسین دریافت کردم و این مدال افتخاری بود که نصیب من شد.
به فدای تن بی سر شده ات ای پسرم، خنجر خشک به خون تر شده ات، ای پسرم
تو شاگرد دبستان حسینی، به مولات اقتدا کردی ای پسرم
پیروی از امام و دنباله روی شهیدان باشند و برای وجود رهبر دعا کنند و خداوند رزمندگان را به پیروزی نهایی برساند.
به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی.»
بخشی از وصیت نامه شهید مهدی طالبیان:
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
ای مادرم هرگز برایم گریه نکن چون انسان امانتی است هر وقت خداوند بخواهد آن را میگیرد و اگر گریه کردی برای مظلومیت اباعبدالله الحسین گریه کن.